تبليغاتX
همراه با ما در بزرگترین پلن تخصصی ایران - چگونه در نتورک مارکتینگ موفق شویم با سلام به شما دوست عزيز ، براي رسيدن به اهدافتان به ما بپيونديد، ما آمده ايم تا بهترين باشيم و به هر آنکس که بخواهد بياموزيم که چگونه بهترين شود. با نظرات خود انگيزه ما را چند برابر کنيد. در تيم ما همه محکوم به موفقيتند . مدير وبلاگ در حذف نظرات مستهجن، تکراري، نامربوط، تبليغاتي و توهين آميز آزادي عمل دارد و لطفا اگر مطلبي را از اين وبلاگ يا هر وبلاگ ديگري برميداريد نام منبع را ذکر کنيد.
 
 
مـوفـقـیـتـهای كـوچـك بـرخی اشخاص در نظر برخی دیگر ممكن است بزرگ جلوه نماید؛ این كاملا بستگی به شما دارد. تا زمانیكه به اهداف خود دست یافته و برای بهترین بودن سختكوشی می كـنـیـد،فـردی موفق محسوب میشوید. این اصل مطلب است.

هرفردی موفقیتهای خویش را براساس یك مقیاس نسبی مورد سنجش قرار می دهد. مـوفـقـیـتـهای كـوچـك بـرخی اشخاص در نظر برخی دیگر ممكن است بزرگ جلوه نماید؛ این كاملا بستگی به شما دارد. تا زمانیكه به اهداف خود دست یافته و برای بهترین بودن سختكوشی می كـنـیـد،فـردی موفق محسوب میشوید. این اصل مطلب است.
با این حال افرادی نیز وجود دارند كه نمی توانـند به سطـح رضایت بخشی از موفقیت دست یابند. ضعفهای شخصیتی و یـا خـصوصـیات از پـیـش تعیین شده زندگی آنها، مـوانـع اصـلی راه چنین انسانهایی بشمار می رود. اگر در زندگی خـود شـرایـط دشـواری را تـجربه كرده اید، نگاهی به این صفات و موقعیت ها بیندازید تا ببینید در حال آماده نمودن خود برای شكستهای بیشتر میباشید یا خیر.

 

۱) پشت گوش اندازی:
اگر كاری در حد و اندازه قابلیتهایتان به شما روی آورد ولی به به دلیل عذر و بهانه های ذكر شـده از انجام آن ممانعت بعمل آوردید، قطعا پشت گوش اندازی مشكل اصـلی بـوده و باید مرتفع گردد. احساس میكنید كه زمان در اختیار شما اسـت، اما هنگامی كـه وقـت موعود نزدیك می شود، برای اتمام كار بسرعت هجوم می آورید و نتیجه آن خواهد شد كه آن طور كه در ابتدا مد نظرتان بود از انجام عمل مورد نظر باز خواهید ماند.
فرد پشت گوش انداز معمولا انسانی تنبل و سست می باشد. او او برای همه چیز عذر و بهانه داشته و با اینكه توانایی و ابزار انجـام امـور را در اختـیـار دارد، از اتـمام آنـها طـفره می رود. كار كردن با چنین اشخاصی غیر قابل تحمل است و نه تنها كاستی و سستی آنها باعث اختلال در كارها میگردد، بلكه كارمندان فعال دیگر نیز مـمكـن اسـت به چنـین خصیصه ای دچار شده و رویه آنها را در پیش بگیرند.
۲) ترس از موفقیت:
مانع اصلی دیگر واهمه داشتن از موفقیت است. با اینكه چنین افرادی دقیقا می دانند كه برای موفق شدن به چه چیزی نیاز دارنـد، امـا بدلیل داشتن ترس از موفقیت قادر به رسیدن به اهداف والای خود نیستند. در نـظـر ایـشـان راه پـیـش رو، مـخـوف و رعـب آور میباشد. نگرانی از آینده و همه مسائلی كه در نهایت گریبانگیر او خواهد شد، منجر به فقدان بصیرت و بازماندن آنها می گردد؛ مـخـاطرات ذاتـی روند تجارت، رام نشدنی بنظر خواهد رسید.
فرصت های ترقی در محل كار ممكن است پیش بیایند، اما فردی كه از موفقیت وحشت داشته باشد قادر به گرفتن ترفیع نخواهد بود. او بهانه می آورد كه مسؤلیـتـهـای شـغـل جدید زیاد و خارج از توانایی هایش است. اینگونه اشخاص میلی به بالارفتن از پله های ترقی ندارند.
وقتی آینده نا معلوم باشد، این وحشت شدت بیشتری پیدا میكند. باید پذیرفت افــرادی كه دارای چنین ترسی نمیباشند روزهایی پیش رو دارند كه در آنها آینده ترسناك جــلوه مینـماید، بنابراین میتوان متوجه شد اشخاصی كه فاقد مكانیزمی مناسب برای برخورد و رویارویی با چنین موقعیتی می باشند، چگونه احساسی خواهند داشت.
تشخیص و حل این مشكل آسان تر از برخورد با پشت گوش انـدازی است. بـا كمی هم محوری و اندكی صبر و شكیبایی فردی كه از پذیرش مسؤلیتهایی كــه موفقیـتـش را به همراه خواهد داشت وحشت دارد، میتواند شرایط را به نفع خود تغییر دهد.
۳) وسواس:
افراد موفق دارای خصوصیتی مشترك هستند و آن قابـلیـت تمركز بر اندیشه های بـزرگ میباشد. برای بسیاری اتخاذ چنین دیدگاهی مشكل است چرا كه خود را كاملا محدود و متعهد به انجام كارهای جزئی و كوچك میـنمایند. تلاش زیاد برای انجام كارهای جزئی زیان آور است چرا كه زاویه دید را محدود خواهد كرد. اگر برای اتمام هر كار كوچكی مصر باقی بمانید، هرگز قادر نخواهید بود به اهداف والای خود دست پیدا نمایید.
اگر یك كارفرما كاری را به یكی از كارمندان سخت كوش خود محول كرده و آن كارمند دید وسیع نداشته باشد، بطور یقین كارمند مربوطه در مورد هر موضوع بی اهمیت آن پروژه دچار تنش و فشار روانی شده و در به نتیجه رساندن كار دچار كندی خواهد گـردید. ایـن حالت در اصطلاح احساس وسواس فكری-علمی نامیده و بـاعـث كـاهـش قـابل ملاحظه خلاقیت و كارایی می شود.
اینگونه افراد،سخت كوشی و تلاش زیاد را لازمه زندگیشان دانسته اما عزم و اراده خود را برای كاربرها و مصارف مفید بكار نمی بندند. تنظیم دقیق مهارتهای مدیریـت زمـانـی در برطرف كردن این مشكل كمك فراوانی خواهد نمود.
۴) نا امنی:
مثال بیان شـده در قـسمت قبل در این مورد نیز قابل بیان است با این فرق كه كارمند از هـمـان ابـتـدا اصلا" از انـجـام كـار مـحولـه امـتـنـاع ورزیـده و با بهانه آوردنهای گوناگون به كار فرمای خود اینگونه القا میكند كه نمی تواند از عهده چنین مسؤلیتهایی برآید.
در اینـجا نـیـز مـسئله هزینه فرصت از دست رفته مطرح است. برخی افراد مایل نیستند برای پیـشرفت و تـرقی دادن مـوقـیـعت شـغلـیـشان در زمان مـحدود خـود بـه داد و ستد بپردازند اما اینگونه گزینه ها و پیشنهادات كاری بخشی از زندگی مـحسـوب میـگـردنـد. بنابراین ببینید كه چه چیزی برای شما بیشتر اهمیت دارد و با اطمینان خاطر تصمیمـی مناسب بگیرید.

 

 "Together We Succeed"

 

  نوشته شده در  ساعت 1:50  توسط AGENT-20  | 
 
  Design by AGENT-20